ميرزا حسن حسينى فسايى
167
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
[ مقدمه مؤلف ] بسم اللّه الرحمن الرحيم ستايش پيغمبران و نيايش رهبران كه « درود كردگارشان باد » ، سزاوار درگاه ايزدى است كه خرد را به آدمى داد تا خوب را از بد شناخت و شناختهها را نگاشت و به يادگار گذاشت تا خردمندان آينده ، بىسختى آزمايش زشت را گذاشته ، نيك را فراگرفته ، خود و مردمان فرومايه را از درستكارى به آسايش رسانند . و چون روزگار آزمودهها را نويسد « 1 » آن را تاريخ گويند يعنى ماه و روز ، آنها را نگاشت . و اين بنده گنهكار ، نيازمند آمرزش از درگاه كردگار بخشندهء آمرزگار حاجى ميرزا حسن - شيرازى مشهور به فسائى « 2 » ابن غفرانمآب « 3 » ميرزا حسن بن مغفور ميرزا محمد مجد الدين « 4 » ابن مغفور السيد على صدر الدين المعروف به السيد عليخان الحسينى الحسنى المدنى مولدا الملكى موطنا الشيرازى اصلا ( طاب ثراه ) « 5 » ، صاحب شرح الصحيفة السجاديه « 6 » ( على صاحبها الف السلام و التحيه « 7 » ) مملكت فارس را بدقت تمام سياحت نموده ، نقشهء آن را پراگنده نگاشت و در سال هزار و دويست و هشتاد و نه به تشويق ( حضرت اسعد ارفع امجد و الا « 8 » ، شاهنشاهزادهء اعظم ، ظل -
--> ( 1 ) . در متن : ( نويسند ) به قياس تصحيح شد . ( 2 ) . ميرزا حسن فسائى در سال 1237 هجرى در فسا متولد شد و در نزد ابو الحسين خان پسر عم خود به تحصيل علوم و ادبيات پرداخت و سپس براى تكميل تحصيل به اصفهان رفت و پس از دو سال به شيراز بازگشت و نزد حاج شيخ - مهدى كجورى رياضيات و طب را نزد سيد على نياز آموخت . در سال 1283 در بهبهان به نوشتن تفسير قرآن مشهور به تفسير حسن پرداخت و سپس به مكه و مدينه مشرف گرديد و در سال 1316 هجرى قمرى در شيراز درگذشت و مدفن وى در مدرسه منصوريه شيراز است . ( ر ك مقدمه همين كتاب ) ( 3 ) . غفرانمآب : عنوانى كه پيش از نام درگذشتگان آورند . آنكه در بازگشت به حق مورد بخشايش است . مرحوم . ( 4 ) . دربارهء نياكان ميرزا حسن رجوع شود به متن و مقدمه همين كتاب . ( 5 ) . طابثراه : جملهاى دعائى به معنى : ( پاك و پاكيزه باد خاك او . ) ( 6 ) . درباره شرححال سيد عليخان رجوع شود به همين كتاب در ذيل محله سردزك شيراز و علماى فارس . ( 7 ) . جملهاى دعائى به معنى : ( بر صاحب آن هزار درود و سلام باد ) . ( 8 ) . ( بهروزتر ، بلندپايهتر ، و بزرگوارتر ) .